دوئل
دراین کوتاه نوشته میخواهم فلسفه نگاه خویش را به عنوان خالق 8 رمان در تحقیق و پژوهش جرم شناسی با متظاهر شدن معضلات اجتماعی را بدون مقدمه چینی تشریح نمایم! ... انسان موجودی است دارای عقل و شعور که به کلیات فکر و در جزئیات زندگی می کند . با توجه با اینکه مسیر فکری زندگی را نشناسیم و ندانیم ، ناگوارتر از مرگ است پس بدیهی است این موجود پیچیده بایستی بایدها و نبایدهای فطری خویش و در قیاس بزرگتر ، جامعه خود را بشناسد . سپس برای دریافت معاضل یا تعابیر ، پاسخ منطقی به سیاست گذاری های مدنی – اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی –امنیتی جامعه خویش ارائه گر باشد. ناگفته نماند اگر در جوامع معاضل و مسائل نباشند هرگز پژوهش ها بوجود نخواهد آمد ، پس تنش ها موجب ایجاد مساله و تا جائیکه اندیشمندان پراگماتیک ( عمل گرا ) با طبع نقاد و حقیقت جو با اخذ تمهیدات حصین فکری نمی گذارند حقیقت در مسلخ مصلحت ذبح شود و آنچه را بر چکاد اندیشه می نشانند مایه برکت پژوهش های رفعی یا دفعی خواهد بود و اجازه نمی دهند زمان ما را بخورد و ارزشهای ما را نخرد ...
همانا اگر زاویه نگرشمان را لختی به سمت مقابل سوق دهیم ، قضیه شکلAntagonism ( تضاد آشتی ناپذیر ) به خود می گیرد . بدین سان در اوراق قطور مسوده تاریخ ثبت است که ریه های پیکره فکری یونان عصر سقراط چنان چرکین و متورم گردیده بود که کرکسان تماشا از زیر پلک های آستیگمات بین ، بواسطه وجدان خنثی به خود می قبولاندند تا هرگز نفهمند هر آنچه را که باید درست دریابند . آتنیان سرمست ، در برج عاج خود با سکه تقلب رایج سفسطه گری و اعمال شرم آور عدالت کور ، زهر شوکران را به ماکت دانایی ( سقراط ) خوراندند ! واکاوی آن برگ بدون افتخار از تاریخ یونان باعث شد تا نتیجه قضاوت دوئل دانایی و معضل اختاپوس جهل را در بیلبورد اتوبان زمان به نظاره نشینیم .
عضله بندی شرح خطوط فوق در باب صداقت نظریه پراکنی نگهبانان فکری جوامع ، عنوانی است که از ویلیام جیمز به تعبیر " متفکران آزاد مستقل " وام گرفته ام .
حالیا رسالت ما در برخورد با معضل اجتماعی اینگونه خواهد بود : فرا شخصیتی عمل نمائیم ، فرا زمانی اجرا کنیم و فرا مکانی تصمیم بگیریم ، بدون دلیل نگوئیم ، بدون اثبات ادله رد نکنیم ، بدون تحقیق پذیرش نکنیم . حرمت شکنی نکنیم ، حریم ها را بشناسیم ، تضییع حقوق ننمائیم ، از وحدت به کثرت رهنمون سازیم و رهنمون بشویم ! چرا که قیل و قال ، مقدمه عمل به کردار است و وسایل را توجیح گر اهداف خویش نکنیم که بانی شکافت اجتماع تعارض در گفتار و کردار هاست . و اگر بپذیریم که من تنها در ملک وحدت وجودم در کشتی دانایی کثرت جامعه آرمیده ام پس عقل سلیم حکم می کند بر خلاف کشتی عمر پیما جهت گیری ننمایم . از سویی انسانها در مواجه به ورود در هر مساله ای 3 سوال اساسی را از خویش بایستی پرسش نمایند و جواب مداوم در کار بدهند :
1 – می خواهیم اساسا چه کاری انجام بدهیم ؟ 2 – چه امکاناتی برای پروژه یا پروسه مورد نظر داریم ؟ 3 – چه امکانات جدیدی برای خلق رفاه و یا دفع و رفع مشکل و معضل ایجاد خواهیم کرد ؟ اینها جواب ما را برای یافتن راه حل معضل و مشکلات که از کجاست ؟ در کجاست ؟ و تا کجاست ؟ به ما می دهند . بطوریکه کائنات تمام نیروهایش را جهت توازن در اجتماع بکار می گیرد و انسان است که در این محیط زیست با فن آوری اطلاعات زیست محیطی ، محیط و محاط خود را بهبود می سازد و فراموش نکنیم که دنیای مدرنیته و جهان در حال توسعه و جهان سومی ها از نگاه تقسیم غرب به انسان امروز تعاریف متفاوت از مشکل و معضل با توجه به اقلیم ها ، ادیان و فرهنگ بومی سرزمین ها، سیاست ها و اقتصاد و ممالک ارائه می دهند و بخاطر داشته باشیم که معضل جوامع امروز ، عدم پایبندی به اصول انسانی و منشور مدنیت و حقوق شهروندی است که باعث تباهی ، تبانی و وارونه شدن ارزش ها و از بین رفتن اصالت های هر جامعه ای خواهد شد .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر