۱۳۹۹ آذر ۳۰, یکشنبه

ماداگاسکار

 


 

آیا حضرت زینب بومی ماداگاسکار بوده است ؟

در گاهشمار کنونی در ایران ، امروز ( سی ام آذر ) برابر است با تولد حضرت زینب که این روز را روز پرستار و بهورز نامگزاری نموده اند که توهین بزرگ و آشکاری به فرهنگ ریشه دار و دیرینه ی این آب و خاک می باشد ! زیرا بانوان برجسته و نامدار در تاریخ ایران زمین همانند یوتاب ، آرتمیز ، آتوسا ، آرتادخت ، آزرمی دخت ، آذرآناهید ، پرین ، زر بانو ، کاساندان ، گردیه ، بانوگشنسب و غیره هستند که در راستای پاسداری از سرزمین ایران رشادت های فراوانی کرده اند و به عنوان مثال یوتاب در این راه جان باخته است که اگر دولتمردان حکومت ملایان ایرانی بودند و به فرهنگ ایرانی می بالیدند جایی در گاهشمار کنونی برای زینب غیر ایرانی نمی باید باشد که تنها یک جمله منتسب به زینب در تاریخ ثبت شده است " ما رأیت الا جمیلا " یعنی " به جز زیبایی چیزی ندیدم و آنچه مشاهده کردم همگی زیبا بود . "

حال سئوال این است ، مگر می شود کسی که در جنگ در کربلا شکست خورده و لشگر پیروز بیش تر اهل خانواده ، طایفه و جنگجویان آن را کشته ، تمام خیمه ها را به آتش کشیده ، حتی به زنان و بازماندگانش تجاوز جنسی نموده و سر آخر با غل و زنجیر به اسارت برده باشند ، آن گاه این زن برگردد و با صدای رسا بگوید من به جز زیبایی چیزی ندیدم و آنچه دیدم همگی زیبا بود ؟!

تنها چیزی که به ذهن من می رسد این است که زینب بومی ماداگاسکار بوده است و لشگریان شمر و یزید به شیوه ی ماداگاسکاری به او تسلیت گفته اند که او بگوید " من هرآنچه دیدم زیبایی بوده است . "

اما بیایید با شیوه ی تسلیت گفتن ماداگاسکاری که زینب و زینبیون به آن افتخار می کنند ، با هم این فرهنگ را مرور کنیم .      

ماداگاسکار ؛ کشوری جزیره ای واقع در اقیانوس هند ، در کنار شرق سواحل جنوب افریقا است . تمام چیزهای این سرزمین منحصر بفرد است ولی عجیب ترین مطلب ، تسلیت گفتن بومیان این کشور است . در این کشور یک رسم عجیب که ممکن است همین حالا هم وجود داشته باشد این است که بعد از دفن متوفی ، همسر او در آستانه ی کلبه ی خودش لخت مادرزاد می خوابد و مردان قبیله با برقراری رابطه به او تسلیت می گویند . این مردان ، او را در آغوش گرفته و معاشقه ی کاملی انجام می دهند و تا زمانیکه زن بیوه اجازه ندهد باید عشقبازی ادامه داشته باشد . طبق نظر و درخواست بیوه برای شادی روح شوهرش این مراسم بین 3 تا 40 روز طول می کشد و اگر زن باردار شد ، پدر بچه همان شخص متوفی تلقی می شود ، و قبیله احترام زیادی به وی می گذارد ، همچنین اگر مردی از این کار خودداری کند توهین به متوفی تلقی می شود . در این چهل روز زن کار نمی کند و دیگران برایش خوراک می آورند و یا بچه هایش را نگهداری می کنند . 

بدین رو نتیجه می گیریم که او زینب کبری نیست و شایسته است حرف " ب " از صفت " کبری " که به داده اند را برداریم و بجای آن حرف " ی " بگزاریم .


۱۳۹۹ آذر ۲۶, چهارشنبه

حلب و سرپل ذهاب

 حلب و سرپل ذهاب ؛ این دو خواهر ( وجه استعاره ای است ) غریب و تنها در دو سرزمین مجزا به دست صاحبان نالایق و روانی افتاده اند ، که شوربختانه دخالت های بی جا و دست درازی رژیم ملایان شیعه در شهر آباد حلب سوریه ، نقش ویرانگری را در آن سرزمین برجای گذاشت و حتی در سرزمین مادری مان تبلیغات خوش آب و رنگ رسانه ی میلی به کمک دستان مزورانه ی این اختاپوس پلید زمان آمد و با نام کلید تحویل مسکن ایمن مهر به مردم سرپل ذهاب ، آوار مرگبار را به این هموطنان عزیزمان هدیه داد و هر دو به مخروبه های دلهره آور تبدیل شده اند ، و با وجود سرمای پیش روی ، روح زندگی در این دو سرزمین سرگردان است و حتی دستان پر قدرت طبیعت توانایی آن را ندارد که پس از سالیان سال این زخم های عمیق را ترمیم نماید

ننگ ابدی بر تو ای اهریمن زمان

 


 

۱۳۹۹ آذر ۷, جمعه

یاکوزا

 یاکوزای شهرداری بندرعباس ایکیگای بانوی دیار دریا را بر سرش خراب کردند .

ژاپنی ها اصطلاحی دارند به اسم " ایکیگای " که معنی آن چنین است " دلیلی برای بودن " بر اساس فرهنگ ژاپنی ، باور این است که یافتن ایکیگای هر فرد ، در زندگی فرد قناعت می آورد و به زندگی وی معنا می دهد به عنوان مثال ، در کار ، سرگرمی و بزرگ کردن کودکان .
توی فرهنگ اوکیناوا هم ایکیگای را " دلیلی برای برخاستن در صبح " به معنی دلیلی برای لذت بردن از زندگی ، آموزش می دهد .
این بانوی زجر کشیده ی بندرعباسی قصه ی ما با قناعت ایکیگای زندگی خودش را زیر سقف آلونک بی مقدار در آن هوای شرجی زده یافته بود و در بین مردمان افسرده و سرگردان ایران زمین به عشق بزرگ کردن دختر کوچکش چونان غزال آرزم بار خسته ی زندگی را به دوش کشیده بود و به مثال چلچله ی لال می سوخت و می ساخت و دم نمی زد و این دلیلی برای برخاستن او در هر بامداد بوده است ، اما باند تبهکار یاکوزای شهرداری با نهایت بی رحمی آلونک آن بانوی دیار دریا که ایکیگای او بود را بر سرش خراب کردند و او را به خودسوزی وادار نمودند . گو اینکه خدا خواب بوده که مویه و التماس آن دخترک بی دفاع را از خود شخص جناب خدا را نشنید .
حافظه ی این بانوی بندرعباسی همانند جیوه ی دماسنج بی خیالی مردم فسرده نشده بود که به یاد نیاورد مرگ تلخ زن حاشیه نشین کرمانشاهی ( آسیه پناهی ) و همچنین فراموش نکرده بود تخریب روستای 300 خانواری در خوزستان توسط اوباشان حکومتی زیر بیرق بنیاد مستضعفان ، این نابکاران کاری کردند با آن مردم بینوا که قوم تاتار و عرب با این آب و خاک نکردند ، شوربختانه مردم شاهد این همه آوار هستند اما تکانی به گرد و خاک روی شانه های خود نمی دهند .
می گوئید جان آدمیزاد عزیز است و ایشان نباید خودسوزی می کرد ؟! او به کدامین ایکیگای باید دل می بست و صبح با کدامین دلگرمی در زندگی که مسئولین ایران ستیز برای مردم رقم زده اند باید چشمانش را می گشود ؟ او داد خود را باید به کدامین بیدادگاه حاکمیت اسلامی می برد که ترتیب اثر می دادند ؟! آن بانوی دردمند با آگاهی مسئولین نالایق را شناخته بود که سفره ی دردهایش را روی میز آنها پهن نکرد و اگر با گردن خمیده به دفتر آنها مراجعه می کرد ، او را خطاب قرار می دادند که ای ضعیفه برو داد و فریادهایت را بر سر امریکا و استکبار جهانی بکش که همه مشکلات این مملکت زیر سر آنهاست !
آری مسئولین کشور خود را به کری و کوری زده اند و به گفته ی حضرت مولانا " کر مادرزاد را ناله سرنا چکار ! " این نابکاران دهر با بی شرمی هرچه تمام تر ریشه و عامل تمام مشکلات ریز و درشت روئیده شده ی در این سرزمین بلاخیز را به امریکا و دشمنان خیالی نسبت می دهند ! چنانکه وزیر نفت که شاخه ی کاری اش مشخصاً امورات نفت و پالایشگاه است به شاخه ی بی ربطی پریده است و گفته : " دولت امریکا مسئول کشته شدن روزانه 400 نفر از مردم ایران به دلیل همه گیری کروناست . "
شرم بر ما ! از ماست که بر ماست !


۱۳۹۹ آبان ۳۰, جمعه

ساطور قصاب

 نام این دختر ؛ هیلدا است به معنی شکوفه ی درخت هلو . اگر بخواهید فراوانی این نام را در سایت ثبت احوال جمهوری اسلامی جست وجو کنید ، پاسخ هزار تن می آید . تا این جا بسیار عالی است و اگر ندانی این دختر کیست و از کجا آمده است و در کجا ول می چرخد می گویی هرکس آزاد است که شیوه زندگی خودش را آزادانه انتخاب کند و به کسی دخلی ندارد ، اما آن گاه که بدانی ریشه او در فاضلاب ملا است قاعده ی بازی عوض می شود و زمانی که برای هر آزادی خواهی هویدا می گردد که پدر این دختر قاضی جنایت کار حسن تردست است و به میزان هزار تن جوانان این مملکت را بالای چوبه دار فرستاده است ؛ جوانانی همچون بهنود شجاعی و ریحانه جباری که ریشه ی درخت زندگی آنها با ساطورهمین قصاب خشکیده شدند !!! آنگاه دیدن این لبخند و این تیپ برایت چندش آور است .

ما هرگز فراموش نمی کنیم که این قاضی خودفروخته در برابر دفاع ریحانه جباری از خودش در دادگاه به او گفته بود : « باید اجازه می دادی او به تو تجاوز کند و بعد شکایت می کردی ! و چون این اجازه را ندادی و غیر آن عمل کردی پس حکم تو اعدام است. »


روز جهانی کودک

 روز جهانی کودک

سوء تغذیه ، بیماری ، نداری ، آینده ی تاریک تر از حال و زایش دهها پیامد نامطلوب که برشمردن آنها خود مثنوی هفتاد من کاغذ است ، چونان پیچک بد نهاد دور تنه ی این نهال های ناتوان پیچیده است .
این فلاکت زدگان که هم مشت شان و هم پشت شان خالیست هرگز یارای به مشت آوردن خوشبختی در این عصر سرد را ندارند . این درد کش دار همانند داشتن یبوست مزمن می مونه ؛ فرد مبتلا به یبوست هرچقدر فشار می آورد و ناله می کند لعنتی نمی آد ، اما دست به دست چرخیدن فقر و سیه روزی در لایه های دهک زیرین جامعه ی انسانی همانند همه گیر شدن اسهال ویروسی می مونه ؛ آنان به هر دری می زنند اون اسهال شوربختی هیچ رقمه بند نمیاد و دست از سرشان برنمی داره !

 



 

۱۳۹۹ آبان ۲۸, چهارشنبه

آزادی

 

هم میهن خفتن جایز نیست ، بیدار شو و اون پیچ بی تفاوتی را رد کن و به گود اعتصابات کنونی وارد شو و ایران ستیزان را از اریکه ی قدرت پوشالی شان به زیر بکش . ببین تا آزادی چیزی نمونده ! روی پنجه پا که بایستی ، طلوع صبح روشنایی را خواهی دید .





۱۳۹۹ شهریور ۱۸, سه‌شنبه

سنگ مستراح و آفتابه روی میز مذاکره

 


سنگ مستراح و آفتابه روی میز مذاکره

در نگاه اول به این تصویر شاید این سئوال برایتان پیش بیاید چرا مسئولین ژاپنی خودکار به دست در حال یادداشت برداری ، و مسئولین ایرانی همانند بز اخفش در حال تماشا هستند ؟ سئوالی فراتر از این تصویر ، دلیل این که ایران هرگاه قراردادی ( برجام ، ویلموتس و... ) می بندد چرا بازنده ، محکوم و شکست خورده است ؟ آیا نگرش مسئولین نابخرد که دانش و شیوه ی مذاکره را نمی دانند در این نوع شکست ها دخیل می دانید ؟ اما واقعیت این تصویر چیز دیگری است که حاج آقا مستراح پرور نتیجه نشست دو تیم مذاکره کننده ایرانی و ژاپنی که پشت درهای بسته برگزار شد را به شرح زیر به سمع امت همیشه گریان در صحنه می رساند .

- « این حقیر در ابتدا می خواهم مشت محکمی را به دهان تمامی یاوه گویان معاند نظام اسلامی بزنم ! زیرا تصاویری که از این میزگرد به بیرون مخابره شده اگر شما آنها را ببینید پی می برید که ما چه معجزه بزرگی رو پشت میز مذاکره رقم زدیم ! ما چند ساعت قبل از مذاکره به پابوسی امامزاده پنج تن در لویزان تهران رفتیم . از نظر معنوی خودمان را آماده این میزگرد کرده بودیم و با وضو و طهارت به آن میدان پا گذاشتیم زیرا ایمان داشتیم که امدادهای غیبی به ما کمک خواهند کرد لذا ما نیازی ندیدیم قلم و کاغذ را با خودمان حمل کنیم اما نمایندگان کشور صنعتی جاپن زمانی که سخنان بکر و تازه ای که هرگز جایی نشنیده بودند ، امروز برای اولین بار در طول عمرشان از زبان ما شنیدند قلم و کاغذ فراوان را از درون کیف هایشان درآوردند و مو به مو صحبت های بکر ما را یادداشت کرده تا بتوانند عرائض ما را در صعنت کشور خودشان پیاده کنند .

 

 من به نمایندگی از هیأت جمهوری اسلامی ایران تا فراموش نکردم می خواهم از تیم مترجمین در این نشست تشکر و قدردانی کنم زیرا هیأت جاپنی وقتی صحبت های بکر ما را شنیدند تصور می کردند که ما مترجمین در این جلسه را در گوشه رینگ گیر اورده ایم و قصد ناک اوت آنها را داریم اما خدا شاهده که این عزیزان هم اشراف به زبان سخت جاپنی داشتند و هم توانایی در ترجمه فرازهایی از روضه خوانی ما نسبت به سختی هایی که حضرت زین العابدین بیمار که با داشتن اسهال در صحرای خشک و بی آب و علف کربلا تجربه کردند و خواندن زیارت اهل قبور و احادیث متعدد که ما بر زبان جاری ساختیم را به نحو احسن ترجمه کردند به حدی که چشم بادامی های درون جلسه هاج و واج مانده بودند ! من نمی خواهم بیش از این مزاحم وقت امت حزب الله بشوم . مختصر از رهآورد این نشست بگویم جا دارد شکرگزار باشیم که علاوه بر صادرات سنگ توالت اسلامی منقش به آرم پرچم مقدس ایران اسلامی و نصب آن توسط متخصصان متعهد و متدین ما و ارسال ده ها کانتینر آفتابه پلاستیکی که این محصول نیز آرم پرچم مقدس کشورمان بر بدنه آن حک شده و همچنین پیشنهاد ما برای ایجاد کرسی فواید استفاده سنگ توالت اسلامی به همراه آفتابه شناسی در دانشگاههای ژاپن را به هیأت جاپنی دادیم که به حول و قوه اللهی آنها با آغوش باز پذیرفتند .

 

البته جا انداختن این طرح علمی کار بسیار سختی بود زیرا از پیش هدف این جلسه برای بررسی راههای سرمایه گزاری در بخش نفت و پتروشیمی مقرر شده بود که گفتیم این چه کار بیهوده ای است حالا که تحریم های ظالمانه امریکای جهانخوار یقه نفت و پتروشیمی ما را گرفته و ما نمی توانیم کاری را پیش ببریم لذا با درایت ما البته گفته اند عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ، ما مدیریت جلسه را در دست گرفتیم و گفتیم در این وضعیت فعلی اقتصاد مقاومتی و حسب فرمایش حضرت آغا برای سال جهش تولید چرا ما نباید از صنعت بزرگ تولید سنگ توالت اسلامی و آفتابه و در کل دیزاین مستراح که در آن نامبر وان جهان هستیم ، در این نشست فرصت مناسبی گیر اوردیم و ایده ی خودمان را به تیم مقابل قالب کردیم . به همین روی ما بر اساس طب غنی امام صادق علیه السلام به آنها فهماندیم که استعفای آبکی شینزو آبه ؛ نخست وزیر مستعفی کشور جاپن ، دو بار حضور بیجای وی در بیمارستان بخاطر مشکلات گوارشی و یبوست بوده است و اگر در کاخ نخست وزیری وی سنگ توالت اسلامی موجود بود هرگز مشکل بیماری نه برای دل و روده ایشان ایجاد می شد و نه تبعات منفی سیاسی استعفا برای کشورش دربر داشت . ما در گرما گرم بحث ها به ضرس قاطع گفتیم استفاده از سنگ توالت اسلامی در هر بنایی آن قدر اهمیت دارد که باید آنجا کار گذاشته شود یعنی وقتی می گوئیم هرجا ، هیچ استثنایی پذیرفتنی نیست . ما نمونه آن در کاخ مرمر داریم ! با اینکه این کاخ در فهرست میراث ملی ثبت شده بود اما ما خواستیم به جهانیان بفهمانیم که ما با نمادهای طاغوتی و سنگ توالت فرهنگی ببخشید فرنگی میانه ای نداریم چون ما پیرو واقعی مذهب اثنی عشری هستیم لذا ما بدون توجه به اعتراضات عده ای اندک خودفروخته که الحمدالله والمنه صدایشان به جایی نمی رسد در آن کاخ ، سنگ های توالت اسلامی کار گذاشتیم .

  

ما با توکل به خداوند برای صدور فرهنگ اصیل اسلامی در سرتاسر جهان علاوه بر صادرات محصولاتی که از آن نام بردم فرهنگ اسلامی را نیز ضمیمه این پکیج خواهیم کرد مثلاً با کدام پا وارد مستراح شوند و با کدام پا از آن مکان خارج شوند و در کل آداب بیت الخلا رفتن از نظر شرع مقدس و طب اسلامی را به زبان جاپنی و به هر لسان دیگری به ممالک دنیا ارائه خواهیم داد .

 

مردم جاپن مردمانی شاد و با روحیه لطیف هستند و ما در نظر داریم که آنها را سوپرایز کنیم و برای آنها آفتابه های رنگی همان گونه که پیش تر گفتم منقش به آرم ظریف دایره ای شکل پرچم مقدس کشورمان بر سینه آن محصول کاربردی می سازیم که چشم بادومی ها بدانند که ما دید مشتری مداری داریم و این محصول نتیجه مطالعات روانشناختی است که پا در مستراح آنها گذاشته است .

 

در آخر این حقیر سراپا تقصیر سید الله کرم مستراح پرور از همین جا و با همین تریبون با صدای بلند به جهانیان می گویم به خودتان بیائید و این محصولات غیر نفتی ما که شامل ورق پاره های تحریم نیستند را خریداری نمائید تا برای همیشه با مشکلات گوارشی ، یبوست و التهابات بواسیر خداحافظی کنید . من زیادی مصدع شدم و می خواهم به عرائضم خاتمه بدهم . خدایا چنان کن سرانجام کار ، تو خشنود باشی و ما رستگار ! »

 

نویسنده ؛ احمد خلیلی ( داستان نویس و کنشگر اجتماعی )

۱۳۹۹ مرداد ۳, جمعه

عروسک

ژان پیاژه - روانشناس سوئیسی - اعتقاد دارد ؛ " بازی تفکر کودک است . "
اما دنیای لطیف کودکان در ایران این چنین به لجن کشیده می شود .
عروسک های مدافع حرم به بازار آمد .



۱۳۹۹ خرداد ۱۰, شنبه

الاغ یا نماینده مجلس

کدام یک برای کشور مفید هستند ؟
این الاغ می توانست به راحتی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند و متواری شود اما طفلکی خم به ابرو نیاورده و جانانه کپسول های آتش نشانی را برای خاموش کردن آتش در کوه و مراتع - در دهرود دشتستان ؛ بوشهر - بر پشت خود حمل کرد ، و آن یکی  فریدون 

احمدی نماینده فاسد در طویله رهبری ( مجلس شورای اسلامی ) است که عنوان قانونگذار را بر سینه سنجاق نموده و این روزها متواری است . به راستی کدام یک مفید هستند ، الاغ کم خرج که کج دست نیست یا نماینده دزد و شارلاتان ؟






۱۳۹۹ خرداد ۸, پنجشنبه

ملخ

 نریده به این سرزمین بلا خیز ملخ بود که آن هم دست در دستان پلید مسئولین به خواب رفته داده و مزرعه ی این برزگر یک لاقبا را جویدند . 
 

۱۳۹۹ خرداد ۲, جمعه

افطار



دیدن این دو فرتور در کنار هم نشان می دهند که فرسنگ ها فاصله است بین حکومت ملا در ایران با مردم این سرزمین بلاخیز
 
توزیع افطار پلو زعفرونی و مرغ بریونی از سوی کمیته امداد در بین فلسطینی ها و زباله گردی یک پیرزن ایرانی نشسته روی ویلچر برای یافتن استخوان های دور ریز مرغ !!!

دردا که این تصاویر دردناک یکی یا دو تا نیست 

۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۵, پنجشنبه

لئونای من

به پاس پایداری ، فداکاری و وفاداری لئونای زندگی ام ( همسر عزیزم ) که در طول زندگی مشترک بین من و ایشان سختی های گوناگونی را تاب آورده و خم به ابرو نیاورده است و همچنین مادری نمونه برای دخترم می باشد ، روز مادر را به ایشان و تمام مادران ایران زمین شادباش می گویم .
هرگز فراموش نمی کنم زمانی که خودم را در دخمه های رژیم منفور آخوندی دیدم و آزاد شدنم حتی پس از سالیان دراز به یک جوک شبیه بود ، اما همسرم قمار کرد و سالیان سال به پایم نشست و در نهایت پیروز میدان شد ! تا جایی که قضات منفور و نیروهای امنیتی در جواب پیگیری و سرسختی همسرم می گفتند ؛ « برو طلاقت را از این مجرم بگیر زیرا به پای او ماندن ، عمرت را تلف می کنی و حماقت بیش از این شبیه به باختن در قمار می ماند . » اما همسر شجاعم چشمانش را به چشمان آنان دوخته و می گفت ؛ « من دختر دیار نخل و دریا هستم . پیوند ریشه های زندگی من با شریک زندگی ام همانند ریشه های دراز نخل در زمین زندگی محکم می باشد و اراده ی من در این مسیر دراز همانند آب است و سرسختی شما چونان سنگ ! آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ ، به مراتب سر سخت تر ، و در رسیدن به هدف خود لجوج تر و مصمم تر است . سنگ ، پشت اولین مانع جدی می ایستد . اما آب راه خود را به سمت دریا می یابد و من به هدف و اراده ام ایمان دارم و اجازه بدهید هر کدام از ما کار خودمان را بکنیم ... »
همانا همسر فداکارم با تلاش های مدام ، با سایش بی امان لنت های دو لنگه کفش آهنی اش در راهروهای قدرت ، مدبرانه و با وقار نادر مرا به کوچه ی آزادی رساند و هرگاه فداکاری و وفاداری وی را در آن سالیان سخت مرور می نمایم ناخودآگاه قضیه ی رئال تاریخی " لئونا " در ذهنم جرقه می زند ؛
در آتن وقتی آریستوژینون را به اتهام قتل هیپارخوس محاکمه می کردند ، نامزد او را برای افشای اسرار قتل ، شکنجه کردند ولی او زبان خود را برید و جلوی پای رئیس دادگاه انداخت تا نشان دهد که علیه نامزد خود حرفی نخواهد زد . مردم به پاس این فداکاری ، مجسمه ی معروف ماده شیر را برپا کردند . شیری که زبان نداشت و نامزد آریستوژینون را هم لئونا یعنی ماده شیر لقب دادند .

امداد

مانور امداد فاطی کماندوها ، زینب گاگول ها و بتول کلاغ ها را در شورستان قم می بینیم . همان گونه که در فرتورها دیده می شود این
جماعت مرده پرست عجله دارند که مصدوم را هرچه زودتر خفه و ملافه پیچ کنند تا نماز میت را بر او بخوانند 

۱۳۹۹ فروردین ۹, شنبه

بازجوئی از یک هم میهن بهائی به اتهام تولید ویروس کرونا در لابراتوار و اشاعه ی آن

بازجوئی از یک هم میهن بهائی به اتهام تولید ویروس کرونا در لابراتوار و اشاعه ی آن
بازجو : « چرا خودت رو در ماسک و دستکش مخفی کرده ای ؟ »
متهم : « بخاطر پیشگیری از »
بازجوی بدعنق به وسط حرف او می پرد و می گوید : « بهتره از همین اول کار از فکر پیچوندن ما بیایی بیرون . اگر می خواستی پیشگیری کنی که باید به دستور مسئولین و خدمتگزارن دلسوز نظام ما گوش می دادی و خودت را در منزل قرنطینه می کردی ! حتماً ریگی به کفش داری که آمده ای بین مردم تخم ویروس رو همه جا پخش می کنی ! خب جناب گوساله بگو ببینم این ویروس کوویت 19 چیه ؟ »
متهم لبخندی می زند و باعث می شود بازجو با لحن تند و با پرخاش بگوید : « چرا نیشت رو برای من باز می کنی ؟! دلیل پوزخندت چیه ؟! »
- « راستش را بخواهی ذهنم رفت به سمت نطق نماینده ی مجلس که از قضا عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی بود که نمی توانست اسم موزه ی لوور را صحیح ادا کند ، الان هم شما بجای کووید 19 گفتید کوویت 19 »
- « بگذار من دقیقاً بگویم چرا از ته دل خندیدی . این یک توطئه ی سیاسی است که از جانب فرقه ی بهائیان نجس سر زده است . تو از تعطیلی مجلس خرسندی نه از اشتباه سهوی در تلفظ یه اسم بیگانه از سوی یه عنصر خدمتگزار نظام اللهی ، و هم اینکه نه تنها با قوه ی عاقله نظام بلکه با خود اسلام هم مشکل داری مثل تمام هم پالکی های فریب خورده تون که با اسلام و مذهب شیعه علناً دشمنی دارید ، سر خر را کج نکن و نزن به جاده خاکی ! بگو ببینم چگونه این ویروس رو به جان مردم انداختید ؟ »
- « قطعاً اطلاع دارید که منشاء این ویروس از خفاش و در چین است . »
- « خودتی بزغاله ! این مزخرفات چیه که به خورد ما میدهی ؟! چین کشوری با قدمت چند هزار ساله است و از همون اول مردم اون سرزمین موش و خفاش و سگ و گربه و هر جنبده ای را می خوردند ، چرا طی چند هزار سال خبری از ویروس نمی دونم چی چی نبود ؟ اما درست رفته اید رو اصل مطلب انگشت گذاشته اید ، تنها موجود غیر مسلمانان که حجاب اسلامی رو رعایت می کنه همین خفاش است که چادر و حجاب داره ، چون زورتون به ما مسلمانان برای کشف حجاب نمی رسید رفتید عقده های کشف حجاب رو سر این موجود بی زبان خالی کردید و برای فرافکنی نام سال جدید را سال موش گذاشته اید ، از شما دم بریده ها بعید نیست که دو روز دیگه ویروسی من درآوردی به نام موش بی زبان را روانه ی بازار کنید . خودت رو به موش مردگی نزن و بگو اهل کجا هستی ؟ »
- « اهل مازندران . »
- « تو حتی به همشهری های خودت هم رحم نکرده ای . ببین اوضاع مازندران رو ! اون خطه ی سرسبز را به لجن کشیده اید ! وضعیت شمال قرمز گزارش شده . بگو ببینم تو قم چه غلطی می کنی ؟ »
- « برای انجام کار شخصی این جا هستم . »
- « کار شخصی ؟ طفره نرو بی شعور الدنگ ! چرا استارت این ویروس بی پدر رو در شهر قم زدید ؟ »
- « منظور جناب عالی رو نمی فهمم . من ویروس رو به جان مردم قم و مازندران و ایران انداختم ؟ »
- « بله . باید به صورت شفاف به ما بگوئی چرا و با چه هدفی این کار را کردید ؟ و با پشتیبانی و هدایت کدام یک از سرویس های جاسوسی معاند با نظام اسلامی ما این کار پلید و غیر انسانی رو در لابراتوارهایتان ساختید و در این شهر مقدس آن را استارت زدید ؟ »
- « پیشتر هم گفتم این ویروس از چین به ایران و دیگر نقاط جهان تسری یافته . نکنه اشاعه ی این ویروس تو کشور چین هم کار من بوده . »
- « بله کار تو و هم پالکی های فرقه ی ضاله تون است . تخم شما بهائی ها همه جا پاشیده شده ، شماها در همه جای این کره ی زمین هستید حتی تو قطب شمال ! همه جا رو به نجاست و لجن کشیده اید . بله که کار بهائیان است . اگر بجای قم رفته بودید تو سیستان و بلوچستان و یا بندرعباس این ویروس رو پخش می کردید چندان شک برانگیز نبود اما وقتی که انگشت کثیف تون رو روی مکانی که خط قرمز نظام اسلامی ما است ، می گذارید ، ما به شما و اهداف پلیدتان شک می کنیم . پس بهتره به جرم خودت اعتراف کنی و همه چی رو راست و حسینی به ما بگوئی وگرنه کار به جاهای باریک کشیده میشه !!! »
- « این ویروس دیدگاه علمی داره و متخصصین علم پزشکی در تلاش هستند که واکسن آن را بسازند . »
- « مزخرف نگو یابوی نفهم ! چند روز پیش آیت الله بطحایی – نماینده ی مجلس خبرگان رهبری – به کرونا مبتلا می شود و چون اعتقاد بالا و خالص داشته ، ایشان می آیند تربت مطهر امام حسین ( ع ) را در یک پارچ حل می کنند و در چند وعده می نوشند اما افاقه نکرد و فوت کردند ، حال سئوال من این است میکروبی که روغن بنفشه و داروی حضرت امام محمد باقر ( ع ) و تربت مطهر سید الشهداء ( ع ) حریف آن نشود که دیگر ویروس نیست بلکه سلاح بیولوژیکی است ! خدا ازتون نگذره ای بهائیان نجس که چی بر سر اعتقادات ما آوردید که توی همین شهر عبادی قم ببینید که مرقد بی بی دو عالم حضرت معصومه ( س ) ، مسجد جمکران ، حوزه های علمیه ، بیوت مراجع تقلید و درب همه جای این شهر مقدس تخته شده ، بر اساس احادیث ائمه شریف که فرموده اند : « سه درب از 8 در بهشت در قم باز میشه » شما کاری کرده اید که همه می گویند این چیزها همه اش خرافات و بی پایه و اساس است !!! و می گویند بجای شهر قم که دیگه از ماهیت و خاصیت معنوی خودش افتاده بهتره دیگه به این خراب شده بگوئیم سانتی یه گوه ! ببین دهانم کف کرده ، بهتره مُغر بیایی و از سیر تا پیاز این سلاح بیولوژیکی را به ما بگوئی . »
- « من یه شهروند عادی هستم که همانند دیگر هم کیشانم حتی اذیت و آزارمان به یک مورچه هم نرسیده ، چه برسه به این که بخواهیم سلاح بیولوژیکی بسازیم . »
- « خفه شو نکبت ! ما می دانیم که عدد 19 در بین پیروان ضاله ی بهائیت عدد مقدس است و ما می دانیم که یک سال بهائیت 19 روز در 19 بار است ، و چون نام این ویروس کوویت 19 است ، پس حتماً از جانب بهائیان ساخته و اشاعه شده است . اگر عددی غیر از عدد نوزده بود چندان شک برانگیز نبود اما این عدد داره داد میزنه که پلیدی از سوی شماست که همه جا رو به گند کشیده اید . »
- « این استدلال خنده دار شما فقط یک سفسطه است و ما معتقد به وحدت عالم انسانی و صلح و آرامش در جهان هستیم . »
- « زیاد گنده شده ای عن آقا که با فشار سیفون هم از کاسه توالت پائین نمی ری . انگار جای ما دو تا با هم عوض شده و ما رو به چشم متهم می بینی . خودتی زردمبو ! ما مسلمانان خیر خلق الله هستیم و این دنیا بخاطر اسلام عزیز و پیروان پاکش آفریده شده است ، اما جالبه که الان ما آدم بد قصه شده ایم . به زبان کاشونی ها بگم ؛ " قربونت برم منقل کاشی خرجم با خودم آغام تو باشی ! " اگر بخواد چربی آبگوشتت بزنه بالا چنان مگسی می شوم و بلایی به سرت می آورم که اون سرش ناپیدا . چرا در ماسک اِن - 95 مخفی شده ای ؟ »
- « صرفاً بخاطر مصونیت از واگیری این بیماری ، این ماسک قوی را زده ام . »
- « خر خودتی گوساله . این هم اسم رمز دیگری است که ما برایت کشف رمز می کنیم . اگر عدد نود و پنج این ماسک مورد دار را تقسیم بر پنج کنیم میشه عدد نوزده که عدد به اصطلاح مقدس بهائی های نجس است . به پنج تن آل عبا و به امامزاده گوزو که در دل جنگل های زادگاهت مدفون است که یه عمر به او پشت کرده ای ، منه آتش به اختیار دودمانت را به آتش می کشم . نکبت پلید ! خودتون خوب می دانید که این سلاح بیولوژیکی روی افراد زیر نوزده سال هیچ تاثیری نداره ، تو و همگی کله گنده های بهایی که سر در توبره ی اسرائیل و انگلیس کرده اید همگی می خواهید تمام مردم روی کره زمین را به مرگ و نیستی بکشانید و فقط افراد زیر نوزده سال زنده بمانند و با تز مضحک وحدت عالم انسانی ، کودکان را شستشوی مغزی بدهید و همه ی اونها را بهایی کنید اما کور خونده اید این توطئه ی شما است و ما که طرفدار حقوق کودکان هستیم با درایت و هوشیاری مان به آن دسیسه پی برده ایم . »
این را که گفت ، با آیفون کنار میزش دستور داد چند شکنجه گر به آن اتاق بازجوئی بیایند . او با عصبانیت رو به آنان گفت : « چنان این گوساله ی نفهم را بچلونید و بتکونید که اعتراف کنه چند بار سینه ی مادرش رو در دوره ی شیرخواری اش گاز گرفته . » در همان حال که آن متهم بی دفاع را کشان کشان می بردند ، متهم بی پروا فریاد برآورد : « کرونا پیش شما آتش به اختیارهایِ دشمن بشریت رو سفید است . به اعمال و کارنامه ی سیاه خودتان نگاهی بیاندازید تا ببینید تعداد قربانیان به دست شما در این چهل سال سیاه چند برابر قربانیان کروناست . به امید آن روزی که نه نشانی از کرونا باشد و نه اثری از رژیم غیر دموکراتیک شما در حکمرانی بر این مردم رنج کشیده . »

نویسنده ؛ احمد خلیلی – داستان نویس و کنشگر اجتماعی

۱۳۹۸ دی ۲۱, شنبه

کاردستی کودک ثلاث باباجانی



کاردستی کودک ثلاث بابا جانی
ستون خانه اش ( پدرش ) در زیر آوار ناشی از زلزله جان داده است ، همانا نیاز اولیه ی این کودک در این فصل سرد یک سرپناه نقلی است اما بخاطر اینکه دستانش خالی است و در این اوضاع بد قلق که یکه و تنها مانده است ، یارای آن را ندارد که خشتی را روی خشت دیگری بگذارد چون که دولتمردان غارتگر و اختلاس چیان سرزمین مادری اش سهم او و دیگر ایرانیان را از این سفره بزرگ به تاراج برده اند ، و یا اینکه سهم او از فروش نفت و گاز و معادن هنگفت این سرزمین برای خرید و یا ساخت موشک ها و بمب هایی خرج می شود که خانه های همنوع خودش را در سرزمین های دیگر ویران می سازند و جان ها را می ستانند . از سوی دیگر او آقا زاده نیست که بند ناف رویاهایش به موجودی سرسام آور حساب های بانکی اش وصل باشد و غمی از این بابت نداشته باشد ، با این حال او آستین هایش را بالا زده و نیازهایش را به رویاهایش سپرده و با وجودی که معمار نیست خواسته اش را با تکه هایی از جنس مقوا معماری کرده است . این تصویر و نگاه گنگ این کودک ، هر دو فریاد می زنند که او زیاده خواه نیست و تنها یک سرپناه کوچک و ایمن می خواهد