۱۴۰۰ مرداد ۷, پنجشنبه
سر پا شاشیدن ممنوع !
۱۴۰۰ تیر ۲۲, سهشنبه
توپخانه به سمت مردم
از جنس همان که وعده داده بود برق و آب و اتوبوس را مجانی می کنیم، با گسترش ویروس کرونا پشت تریبون ها شعر گفتند " ما بیماری کرونا را شکست می دهیم به گونه ای که مردم جهان حیرت زده خواهند شد! "
نمونه شعر گویی ها می توان از وضعیتِ اسفبارِ بیمارانِ سرگردانِ کرونایی در
سیستان و بلوچستان دریافت. در حالی که از آسمانِ ایران آتش می بارد، رژیمِ مفلوک
با قطع کردن برق، جیره بندی آب، عدم تجهیز امکانات در بیمارستان ها و تهیه نکردن
واکسن، عملاً توپخانه را به سمت مردم گرفته است! دزدان سلامتی بجای به زمین کوبیدنِ
کرونا در پی شکست بیمارانِ کرونایی هستند؛ بیمارانی که مجبورند به تنهایی زندگی
خسته ی خود را به دندان بگیرند تا بدین گونه کور سویِ امیدِ گذر از تونلِ وحشتِ در
این زمانه ی بی ریخت را جلوی پای خود روشن نگه بدارند، پر واضح است در این جنگ
تمام عیار خدای اسلام نیز به باورمندانش در سیستان و بلوچستان پشت کرده و دستانِ
کشیده ی آنها را به سمت آسمان نمی بیند!!!
چنانکه در قرآن آمده است‹‹وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ
مَنْ تَشاءُ›› "خدایا تو هرکس را که بخواهی عزت می دهی و هرکس را که بخواهی
ذلت می دهی" و در ادامه نیز می گوید ‹‹بِیَدِکَ الْخَیْرُ›› (خیرها به دست تو
است) ‹‹إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ›› "و تو بر هرکاری قادر هستی".
سئوال این جاست اگر الله هست و او رحیم است و توانای مطلق!!! چرا
ایشان خساست و لجبازی می ورزد و دعاهای اشک آلود باورمندانش را مستجاب نمی کند؟! به
هزار و یک دلیل جواب کوتاه و روشن است، مهم ترین آن این است که هیچ خدایی در کار
نیست.
ملتِ بزرگِ ایرانِ کهن دیار؛ ما سزاوار آن نیستیم که ملای دزد و رمال بر ما حکمرانی کند و با کیش اهریمنی اش برای ما نسخه ی درماندگی و سرافکندگی بپیچد. ما ابتدا باید با آگاهی فراگیر این دینِ متعفنِ ضد بشری را برای همیشه چال کنیم، سپس گرد بی خیالی و خنثی بودن را از سر شانه های خود بتکانیم و با همبستگی و مبارزه کیان پوشالی این جانیان ایران ستیز را به دره مرگ و نیستی بفرستیم.
۱۴۰۰ تیر ۱۱, جمعه
ناموس میهن و ناموس شیعه !
آن که گفت من ناموس شیعه هستم(الهام چرخنده)، پای سفره انقلاب نشست و بی تفاوت به لنز دوربین ها با دلبری دست رهبر علیل الجثه را در دستانش لمس کرد و بی حساب و کتاب سهم رفاه ناموس میهن را بالا می کشد. سلسله ره آورد این گونه ریاکاری ها و اختلاس ها، شیرجه زدن دختران ایرانی در سطل های زباله، تن فروشی، اعتیاد و هزاران درد و گرفتاری است.
نمونه ی تلخی ها دختر زیبای ایرانی در کوهستان ته ته در اورامانات کردستان را می بینیم که از سر اجبار کولبری می کند. این دختر باید در سن نوجوانی پشت میز مدرسه رشد کند و گیسوانش را به دست باد بسپرد و دنبال رویاهایش باشد اما هزاران دریغ و درد که رویاهای این گونه دختران به خاطر لقمه نانی ناچیز در تندباد حوادث گم می شود. فشارهای مالی و روانی زندگی، کوره راههای سخت کوهستانی، بهمن و یخبندان، شلیک تیر برادرانِ تروریستِ قاچاقچی مرزی در کمین جان او نشسته اند.




