۱۴۰۰ خرداد ۱۵, شنبه

پازل های بو دار

 

پازل های بو دار. ما دیگر گول کشورهای به ظاهر مخالف ملا را نمی خوریم.

خبر:" آرین طباطبایی؛ دختر سید جواد طباطبایی به هیأت امریکایی مذاکره کننده هسته ای در وین پیوست."

ویکی پدیا سید جواد طباطبایی را این گونه به مخاطبین می شناساند: "( زاده 23 آذر 1324) استاد دانشگاه و پژوهشگر در زمینه فلسفه، تاریخ و سیاست و مدیر گروه فلسفه ی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی بوده است.

طباطبایی در تبریز به دنیا آمد. در همان دوران کودکی زبان فرانسه را نزد کشیشی فرانسوی زبان فرا گرفت. او همزبان با تحصیلات آموزش رسمی، به حوزه علمیه تبریز نیز می رفت و پس از یادگیری زبان عربی، شرح منظومه ی سبزواری را در آن جا فرا گرفت. ایشان بعدها به تهران می آید و در رشته حقوق ادامه تحصیل می دهد و نزد جواد مصلح شروع به خواندن اسفار ملا صدرا و شفای ابن سینا کرد و در همان زمان نیز در دوره های درسی هانری کربن ( ایران شناس، اسلام شناس و شیعه شناس فرانسوی) در دانشگاه تهران شرکت می کرد... او در انتهای دوران سربازی توانست بورسیه تحصیلی دانشگاه سوربن فرانسه بگیرد و در رشته ی فلسفه ی سیاسی فارغ التحصیل شد.

 

ایشان در سال 1376 موفق شد جایزه ی نخل آکادمیک؛ عالی ترین نشان علمی فرانسه، و مدال نقره ی تحقیقات در علم سیاست را از دانشگاه کمبریج کسب کند. و در سال 1396 موفق به کسب مقام برگزیده جشنواره فارابی شد. " همان گونه که در فرتور می بینید جلوی رئیس جمهور بی مایه ی ایران؛ حسن روحانی تا کمر خم شده است.  

 

ملت ایران هرگز آوار تلخ کلمات واپسگرایانه ی صیقلی شده ی سوربن رفته ای چون علی شریعتی، و آیت الله قمر نشین که زیر درخت سیب در نوفل لوشاتو ژست دموکراسی می گرفت را فراموش نمی کنند. به همین رو مردم ایران بار دیگر نمی خواهد از سوراخ فلسفی مسیو – سید جواد به اصطلاح فیلسوف نو اندیش دینی گزیده شوند که ایشان همانند پاندول ساعت بین کشیش و ملا سرگردان بوده است و آخر سر به سمت اسلام شیعی - فقاهتی غش می کند و در فرانسه نیز نخل آکادمیک به دست وی می دهند. جالب است که این فیلسوف شتر گاو پلنگ که ادای لیبرال بودن را در می آورد، از توبره ملا می خورد و برای خوش خدمتی به این فرقه ی تبهکار در نوشتن دائره المعارف بزرگ اسلامی نقش اساسی بازی می کند و هم این که ایشان با ژست ایرانی بودن پروژه ایرانشهری نیز دنبال می کند. وای بر ما !

 

عجیب تر این که پازلی بودار در جورچین پرونده هسته ای ایران نشسته است که فکر نکنم اتفاقی و بدون پیام باشد. دختر ایشان؛ آرین طباطبایی که دارای دکترای تخصصی در رشته مطالعات جنگ دانشگاه« کینگز کالج لندن» است و همانند پدرش به زبان های فرانسوی و انگلیسی صحبت می کند؛ مشاور ارشد وزارت خارجه امریکا در تیم مذاکراتی ایالات متحده در نشست مشترک با هیأت دیپلماتیک روسیه در مذاکرات فوق امنیتی وین شرکت می کند و خنده دار است که در سیرک های خبری نشان می دهند این دختر می خواهد در داوری، مشت هسته ای ملای شامورتی باز را باز کند که از همان دست به پدرش جایزه داده است.

 

ملت ایران دیگر گول فیلسوفان دو زیست همانند حاج حسین دباغ ها( دکتر سروش) که "علمدار تعطیلی دانشگاهها بود" را نمی خورند، زیرا کسی که با متون فلسفی زندگی می کند و اسم فیلسوف را یدک می کشد نیازی به کرنش کردن در برابر ملای غارتگر و جنایتکار ندارد، نمونه آن خشایار دیهیمی؛ مترجم و ویراستار بیش از صد و بیست کتاب فلسفی و ادبی و نقش داشتن در چاپ دهها کتاب است. شاید این سئوال برای شما پیش بیاید چرا کشور فرانسه و یا مجامع دانشگاهی رژیم ایران به پاس یک عمر تلاش علمی ایشان کوچک ترین جایزه ای را به این ایرانی خردمند نداده است؟!!! برای دریافت جواب باید نگاهی بیاندازیم به کارنامه ی رفتاری وی که حتی با نامه نگاری در برابر شخص علی خامنه ای قد علم کرد و این که باید نگاهی بیاندازیم به نامه ی شجاعانه ی وی خطاب به آیت الله صادق لاریجانی؛ رئیس وقت دستگاه فاسد قضایی ایران که ایشان با کلمات بی باکانه یقه ی این سیستم غیر دموکراتیک را گرفته بود.

صادق لاریجانی رییس دستگاه قضا تمام روزنامه ها و رسانه ها را تهدید کرد که اگر در زمینه فسادها و دزدی های میلیاردی حکومتی اقدام به بزرگ نمایی کنند، با آنها برخورد شدید خواهد شد.

خشایار دیهیمی مترجم و ویراستار آثار فلسفی در پاسخ به تهدید لاریجانی نامه ای شجاعانه نوشت که متن کامل آنرا در زیر می آید:

قانون!
ﺁﻗﺎﯼ ﺭﺋﯿﺲ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﺋﯿﻪ!

ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯿﮑﻨﯽ!
ﺟﺰ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺭﻋﺎﺏ ﻭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺷﻼﻕ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ.
ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺷﻼﻕ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺍﺧﻼﻕ!
ﺗﻮ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻧﯽ ﻣﯿکنی ﮐﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﻓﺴﺎﺩ ﻻﻧﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭﻧﻈﺎﻡ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﺳﺖ. ﺁﻥ ﻫﻢ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﺎﻟﯽ، ﺑﻠﮑﻪ ﻓﺴﺎﺩ ﺍﺧﻼﻗﯽ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﯽ، ﻭ ﺣﻖ ﺭﺍ ﻧﺎﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥ.
ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻫﺴﺖ.
ﻣﺮﺟﻊ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺗﻮ نیستی.ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﻨﻤﺎﯾﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻻﭘﻮﺷﺎﻧﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ.

ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺍﺭﺷﺪ ﻗﺎﻧﻮﻥ!
ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺷﮑﻨﺎﻥ، ﺭﺍﻧﺖ ﺧﻮﺍﺭﺍﻥ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﺎﻥ ﻭ ﺗﻬﻤﺖ ﺯﻧﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺑﺎﻻﯼ ﭼﺸﻤﺘﺎﻥ ﺍﺑﺮﻭﺳﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﻨﻤﺎﯾﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﻋﻘﻮﺑﺖ ﻣی ﺒﯿﻨﻨﺪ.
ﻃﺸﺖ ﺭﺳﻮﺍﯾﯽ ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺯ ﺑﺎﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺍﻭﻝ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﮑﯿﺪﻥ ﺧﻮﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﺎﺯﻩ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻣﻨﺼﺒﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ.
ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺍﻭﻝ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺳﺎﺑﻖ ﻣﺤﺮﺯ ﺷﺪﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﺟﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﻨﻤﺎﯾﯽ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ؟
ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺰﺍﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺪ ﻻﭘﻮﺷﺎﻧﯽ ﺍﺵ ﮐﻨﯿﺪ.

 ﻭ ﺗﻮ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻫﻢ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻻﻓﻬﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﻋﺎﻗﺒﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ. ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮔﺰﺍﻓﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺕ ﻋﻤﻞ ﮐﻦ.
ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺗﺤﺖ ﺍﻣﺮﺕ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻓﺮﺍﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ.
ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻫﯽ ﻋﻠﻨﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﯾﮏ ﻻﻗﺒﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ. ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﮐﻬﺮﯾﺰﮎ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﯼ.
ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺒﺮ ﮐﻪ ﺷﻬﺎﻣﺖ ﻣﺪﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻻﻑ ﻭ ﮔﺰﺍﻓﺖ. ﻣﺮﺩﻡ ﻗﻀﺎﻭﺗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ.
اﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮ ﻣﺴﻨﺪ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻭ ﻏﺮﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﻨﺪ. ﻣﻦ ﻧﻪ ﻣﺴﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺟﺰ ﻋﺰﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺍﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻭ ﻗﺪﺭﺗﯽ.
ﻗﺎﻣﺖ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﺯﻭﺭﺗﺎﻥ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺳﺮﻓﺮﺍﺯ ﺍﺳﺖ. ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻓﺨﺮ ﻣﻔﺮﻭﺵ. ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺭﻭﺷﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ.

خشایار دیهیمی. "

 

آهای کسانی که پشت میز تردستی سیاست نشسته اید؛ بدانید که دست شما برای ملت بزرگ ایران رو شده است. ما با صدای بلند به انتصخابات فرمایشی و به تمامی ارکان و اهداف پلید ملایان در ایران نه می گوئیم. رأی ما براندازی این رژیم پلید و محاکمه ی یکایک جنایتکاران، خیانتکاران و غارتگران این رژیم نالایق است.   


پاینده و سرافراز بادا ایران و ایرانی راستین.




  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر