"هنرمند یک سرباز بشریت است و نه فرمانده. او نماینده دائمی نفوس زندگان است." (آلبر کامو)
سالار عقیلی با بستن چشمانش روی تمام واقعیت های دردناک و زخم های بیشمار در ایران که مسبب تمام سیاهی و زخم ها رژیم ملایان است نماهنگ " مثل پرنده ها بی قرارم" برای مدح تولد پاسدار تروریست حاج قاسم سلیمانی خوانده است. او با این اثر تهوع آور مُهر خود فروختگی و کاسه لیسی بر شناسنامه هنری خود زده است.
آن گونه که آلبر کامو- فیلسوف و نویسنده ی نامدار فرانسوی- گفته است" هنرمند؛ سرباز بشریت و نماینده دائمی نفوس زندگان است ." طرح این سئوال به اندازه ی بی قراری آن خواننده ی نشسته بر سر سفره ی خونین انقلاب بی قراری می کند که چرا حنجره ی جناب سالارعقیلی برای زندگان در ایران که در زیر آوار گرانی و بیکاری کمرشان خم شده است همانند کولبران، سوختبران، کارتن خواب ها، گور خواب های نصیر آباد ووو بی قراری نمی کند؟
به اعتقاد نگارنده این کلمات، در این روزهای حساس که شمارش نفس های عمر رژیم مفلوک ملای غارتگر به روزهای پایانی اش رسیده است، ایشان باید همانند سربازی وفادار در کنار ملت بزرگ ایران می ایستادند اما برخلاف این تصور او با چنین لجن مالی به اصطلاح هنری علاوه بر این که آشکارا با سیاست های ننگین جمهوری اسلامی بیعت نموده است به سهم خود موجب احیاء عمر این رژیم رو به موت نیز شده است. اعتقاد دارم این روزها که به زمان برپایی سیرک انتخابات مهندسی شده از سوی حاکمیت مردم فریب در ایران نزدیک می شویم باید با همبستگی خرمن پوشالی ملای شیاد و غارتگر را به آتش بکشیم، همچنان که در راستای همراهی با مردم زجر کشیده آن سرزمین دربند تعداد زیادی از کنشگران سیاسی – مدنی، هنرمندان و ورزشکاران ایران دوست کمپین" نه به جمهوری اسلامی" راه انداخته اند آن خواننده ی فرصت طلب با مرثیه خوانی و انتشار چنین نماهنگی خط فکری اش را نشان داده است همانند لاینی که قاضی جلاد صلواتی، بازجو خبرنگارعلی رضوانی و تمام پاسداران خون آشام در آن خط ایستاده اند و به سمت مردم گرسنه و به ستوه آمده در خیابان ها تیر جنگی شلیک می کنند او نیز در چنین جایگاهی ایستاده است و راهش با راه جانباختگان راه آزادی و خانواده داغدار آنها، تمام زندانیان سیاسی- مدنی و عقیدتی (اعم از بهائیان، دراویش گنابادی و اهل تسنن) و دیگر دردمندان راستین آزادی خواه ایرانی جدا است.

چه بش ساخته خوب گردنش کلفت شده
پاسخ دادنحذف