۱۳۹۵ شهریور ۲, سه‌شنبه

پزشکی که گفت ؛ « به تخم چپم که او بمیرد ! » نویسنده احمد خلیلی

پزشکی که گفت ؛ « به تخم چپم که او بمیرد ! » نویسنده احمد خلیلی 
یکم شهریور ؛ همزمان با زاد روز ابوعلی سینا روز پزشک در ایران نامگذاری شده است . و ما ضمن پاسداشت خدمات ارزنده علمی آن دانشمند بزرگ که برای جامعه جهانی به ارمغان آورد ، این روز را گرامی می داریم اما بخاطر واقعه ی اسفبار در بیمارستان نمازی شیراز که ناشی از بی مبالاتی کادر پزشکی رخ داد که به جای شادباش در این روز باید به جامعه انسانی تسلیت بگوئیم . لذا در این زمینه جهت تبیین چرایی و فلسفه دیدگاهم در این نوشتار عریان مرا همراهی نمایید . 
خبری دردناک درخصوص جان باختن لطیفه رحمانی – دختر 12 ساله ی افغانی – در بیمارستان نمازی شیراز در صدر خبرها در فضای مجازی جا خوش کرد . چنانکه پدر لطیفه در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان گفته بود ؛ « دخترم با پای خودش وارد بیمارستان شد و اکنون حتی جنازه بی جانش را هم تحویل نمی دهند و می گویند باید هفده میلیون تومان به حساب بیمارستان واریز کنید تا جسد دخترت را تحویل دهیم . مسئولان بیمارستان ، غیرمجاز بودن عمل پیوند به دلیل غیر ایرانی بودن خانواده ، عدم تمکن مالی و نبود تخت خالی برای عمل را مانع عمل دختر من عنوان کرده اند . » 
براساس گفته پدر لطیفه که منابع رسمی آن را تایید می نمایند می خواهیم به صورت گذرا به تشریح فاکتورهایی که این نتیجه تراژدیک را مذموم می شماریم ، به آن بپردازیم . در ابتدا لازم دانسته به موازین حقوق بشری رجوع نماییم تا دریابیم آیا حقی برای درمان قطعی لطیفه متصور می باشد یا خیر ؟ طبق بند 1 از ماده 25 اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح می نماید ؛ « هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تامین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش ، از جمله تامین خوراک ، پوشاک ، مسکن ، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در زمان های بیکاری ، بیماری ، نقص عضو ، بیوگی ، سالمندی و فقدان منابع تامین معاش ، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است ، از تامین اجتماعی بهره مند گردد . » از سوئی اگر به تاریخچه اخلاق پزشکی ( Medical Ethics ) که یکی از شاخه های اخلاق حرفه ای است توجه نماییم می بینیم با تاریخچه فلسفه در قرون گذشته پیوند خورده است . به طوری که اخلاق پزشکی بیش از همه با اندیشه ها و تفکرات فلاسفه بزرگی چون سقراط ، افلاطون و ارسطو پیوند نزدیکی داشته است . این متفکران یونانی ، علم اخلاق را در کنار علم پزشکی فرا گرفته بودند و آن را به عنوان " هنر زیستن " و " مراقبت و مواظبت از نفس " توصیف می نمودند . 
از سوئی برابر با سوگند نامه پزشکی در ایران یک پزشک چنین سوگند می خورد ؛ « ... در انجام وظایف انسانی و پزشکی ام نسبت به بیماران و خانواده هایشان ، فارغ از ملیت ، نژاد ، عقاید سیاسی و دینی ، جنسیت و موقعیت اجتماعی شان ، رعایت نمایم و حفظ و ارتقای سلامت جسمی ، روانی ، اجتماعی و معنوی بیماران ، خانواده هایشان و آحاد مردم جامعه را مسئولیت اساسی خویش بدانم و آن را بر منافع مادی و نفسانی خویش ترجیح دهم ... و همه تلاشم را برای حفظ قداست حرفه پزشکی و پیراپزشکی ، حرمت همکارانم ، و دوری از اموری که با اصول حرفه ای و اخلاقی منافات دارند به کار گیرم ... » 
از هر زاویه ای که به این واقعه دلخراش بنگریم حق معالجه برای لطیفه محفوظ بوده است و فراموش نکنیم او یک افغانی تبار است که همسانی زبانی و دینی و دیگر اشتراکات فرهنگی که بین دو ملت ایران و افغانستان وجود دارد را با خود یدک می کشید و یا به زبان دیگر ، هویت فرهنگی بین این دو ملیت از آبشخوری واحد سرچشمه می گیرد که در آن وضعیت چنین فاکتورهای قوی نیز نادیده گرفته شدند و شوربختانه این قضیه در واپسین روزهای ماه أمرداد – به معنای جاودانگی – که مصادف با روز جهانی انسان دوستی بود ، آن هم در سرزمینی که آرامگاه معلمان قانون مداری و اخلاق بشریت یعنی کوروش بزرگ و ستاره های ادبیات ایران زمین ؛ حافظ و سعدی را که در خود جای داده است رقم خورد که ارتکاب این رفتار از سوی آن کادر پزشکی در شیراز نشانگر آن است که آنها هیچ اعتقادی به سوگند نامه ای که خورده بودند و هیچ توجهی به جلوه های بشر دوستی در اندیشه کوروش بزرگ ، حافظ و سعدی که عالمگیر شده است را نداشته و به جرأت می توان ابراز نمود که این گونه جان باختن یا بهتر است بگوئیم تعمداً جان یک تن را ستاندن از سنخ تفکر داعشی است ! همانا رفتار داعشی همه وقت بر یک مدار نمی چرخد که تیغ بکشند و جان را بستانند بلکه گاهی تیغ جراحی را در نیام نگه داشتن و ترمیم نکردن نیز تفکر داعشی محسوب می گردد ، و حتی اگر تنها این اصل را محور این مقال بدانیم ، باید بگویم که این نوع افکار داعش مآبانه که جان " لطیفه " را که جنسیت مؤنث دارد را به کام مرگ فرو برد نشأت گرفته از فرهنگ زن ستیزانه است که نام وی بر وزن " ضعیفه " می پندارند و در فقه اسلامی بر جان و اعضا بدن انسان با دید بادیه نشینی که در 1400 سال گذشته مرسوم بوده است نرخ گذاری می نمایند . به طوری که دیه ی یک زن مسلمان بسی کمتر از دیه ی بیضه چپ یک مرد مسلمان نرخ گذاری نموده اند . چنانکه دیه بیضه چپ مرد مسلمان معادل 66 شتر و دیه کامل زن مسلمان 34 شتر می باشد !!!
لذا براساس رفتار انسان ستیزانه که با لطیفه کردند که در شرایطی که او هم مشتش و هم پشتش خالی بود و با نگاه تحقیر آمیز که به جنسیت مؤنث دارند و افغانی هم بود و همانند دیگر هم وطنان وی در ایران از تمامی حقوق بنیادین خودشان محروم می باشند و هم مستمند بود که از پیوند کبد برای وی سرباز زدند ، چرا که بخاطر فقر جسد بی جان او را به گروگان گرفته اند ، ما این نوع رفتار شنیع را راسیسم عریان می دانیم و به شدت آن را محکوم می نماییم . حتی اگر بخواهیم با دید اغماض به این واقعه بنگریم و بنا را بر مبنای پایبندی و تمکین کادر پزشکی آن بیمارستان به قوانین جاریه مملکت آخوندی که ریشه در اعدام ، شکنجه و تبعیض آشکار دارند که بابت این قضیه پیوند اعضا برای اتباع خارجی در ایران را ممنوع می داند باز هم نمی تواند مجوزی برای آن اقدام مذموم باشد زیرا امروزه در کشورهای مدرن ، چهار اصل کلیدی برای راهنمایی در تصمیم گیری های اخلاقی مطرح و مورد استفاده می باشد که عبارتند از ؛ اختیار فردی یا اتونومی ، سودمندی ، عدم زیانباری و عدالت ! که این مورد چهارم گل واژه سوگند نامه بقراط حکیم است که می گوید ؛ « ناعادلانه با هیچ بیماری رفتار نشود ! » و به روشنی می بینیم خلاف این بینش عمل می شود زیرا این کرده ی داعشی ریشه در ترس حاکمیت دیکتاتوری دارد که در چنین مواقعی اگر لطیفه درمان می شد و اجازه تحصیل می یافت ، در پشت نیمکت های مدرسه می نشست و مشق انسانیت را می نوشت که " بنی آدم اعضا یکدیگرند " و " درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد / نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد ! " 
همانا چنین پندار و کردارهای انسان دوستانه با منش تروریسم دولتی در ایران منافات دارد که آن رژیم با بی پروایی ، ماشین اعدام و کشتار را در ایران و خاورمیانه به راه انداخته است لذا کادر بد نام پزشکی در بیمارستان نمازی شیراز کاری کرد که خوشایند و خواسته ی سیستم غیر دموکراتیک رژیم آخوندی است و قویاً این کردار متضاد با فرهنگ ایرانی و کاملا ً غیر اخلاقی است زیرا در فرهنگ ایران باستان این ماه را أمرداد – ماه جاودانگی – می دانسته اند نه ماه مرداد – ماه مرگ – و همچنین با نادیده گرفتن روز جهانی انسان دوستی که از طرف سازمان ملل متحد نامگذاری شده است – این روز اشاره به روزی دارد که در آن " سرجیو ویرا د ملو " دبیر ویژه سازمان ملل در عراق و 21 تن از همکارانش در بمب گذاری در مقر سازمان ملل در بغداد کشته شدند . که سرجیو ویرا د ملو بیش از سی سال از عمر خود را در سازمان ملل متحد صرف چالش برانگیزترین شرایط انسان دوستانه در جهان به منظور حمایت از قربانیان بی پناه جنگ های مسلحانه نمود . که سراسر دنیا این روز را پاس می دارند اما در جمهوری اسلامی با افغانیانی که بخاطر شلیک بی امان توپ طالبان و انتحاری افراط گرایان بنیادگرا مجبور به ترک وطن خود شده اند و اگر عضوی از تن رنجور آنان به درد آید و به پناهگاه بیماران نزد سفید پوشان پزشکی بروند چنین عاقبتی را برای آنان رقم می زنند ! و جای هیچ تعجبی نیست چون گویند از کوزه همان برود تراود که در اوست و اگر خلاف آن رخ می داد جای تعجب بود که در روز انسان دوستی بر مبنای فلسفه نامگذاری چنین روزی رژیم ملایان در ایران می آمد و با رفتار انسانی با لطیفه رفتار می کرد و در رسانه های جهان توبوق می نمود که ما هم همگام و همدل با شما جهانیان این روز را بدین گونه پاس می داریم اما می بینیم که خلاف آن که دشمنی با بشریت است را نشان می دهند زیرا این سیستم نطفه خود را با این جمله بسته است ؛ " سیاست ما عین دیانت ما است . " در این دیانت که فقه اسلامی تعیین تکلیف می کند و جنسیت زنان را " ضعیفه " می داند و از قوانین ارث و دیه برای زنان می توان فهمید که مدار فکری این آدمخواران بر چه پایه ای است . تا جایی که بتازگی آخوند جوادی آملی که از سرامدان این جریان است با نگاه بسیار عقب مانده و نازل خطاب به قهرمانی دختر نام آور ایران زمین " کیمیا علیزاده " گفته بود ؛ « فضیلت زن این نیست که پایش را دراز کند و مدال بیاورد . » همانا در این خطوط پایانی که جمع بندی این سیاهه برایم مشکل می نماید از این لحاظ که من نه بی ادب هستم ونه لمپن اما با وجود چندش باطنی و صدها بار از شما مخاطبین آگاه پوزش می خواهم که تفسیر چنین رفتار داعش مآبانه که آن پزشک یا مدیریت بیمارستان نمازی در این جریان دست داشتند و تعمداً جان آن دختر را ستاندند و او را ضعیفه نامیدند ، به گمانم تلویحا ً گفتند ؛ « به تخم چپم که او بمیرد ! » زیرا این گفته کاملا با گفته خمینی همگون و هم پایه است که به زبان دیگری گفته بود ؛ « هرکس خلاف قانون عمل کند دیکتاتور است ! بپذیرید قانون را ولو خلاف رای شما باشد ، شما غلط می کنید قانون را نمی پذیرید ! » 



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر